مرتضى مطهرى
51
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و اضافهاى با شخصى ديگر به نام پدر دارد ، و يا مصنوع بشرى واقعيّتى دارد و آن واقعيّت يك نسبت و اضافه دارد با مخترع و سازندهء آن ؛ بلكه واقعيّت و ماهيّت جهان عين « ازاويى » و عين صدور و عين تعلّق و عين ربط و عين اضافه به « او » است . و اين است معنى و مفهوم « آفرينش » و اينكه جهان يك جا « مخلوق » خداوند است . از اين رو اينكه جهان آغاز زمانى داشته باشد يا نداشته باشد - كه مسألهاى است همواره مورد توجّه و فيزيك امروز نظريّهء آغاز زمانى جهان را تأييد مىكند - تأثيرى در مفهوم آفرينش به معنى صحيح كلمه ندارد . جهانى كه الهى مىبيند ، علاوه بر اينكه ماهيّت « ازاويى » دارد ، ماهيّت « به سوى اويى » هم دارد ، بلكه اين دو از يكديگر تفكيكناپذيرند ؛ هستى از نقطهاى كه آغاز شده و تنزّل يافته ( قوس نزول ) بار ديگر از خطّى ديگر به سوى همان نقطه صعود مىنمايد ( قوس صعود ) . به قول مولوى : جزءها را رويها سوى كل است * بلبلان را عشق با روى گل است آنچه از دريا ، به دريا مىرود * از همانجا كامد ، آنجا مىرود از سر كه سيلهاى تيزرو * وز تن ما جان عشقآميز رو و اين است سرّ معاد كه پيامبران تأكيد فراوان بر شناخت و ايمان به آن دارند . جهان الهى جهان خير و جود و وحدت و هماهنگى است ، شرّ و امساك و كثرت و تضاد وجود بالتّبع دارند ؛ در عين حال ، همين وجودهاى تبعى نقشى اساسى در جريان خيرها و جودها و پيدايش وحدتها و هماهنگيها دارند . اين جهان ، جهانى شاعر است ؛ علاوه بر قوانين سخت و جامد مادّى ، يك سلسله قوانين ديگر نيز بر آن حاكم است . همان طورى كه مثلًا انسان از نظر مكانيسم بدنى يك سلسله ضوابط و قواعد دارد ، به علّت خاصّ جسمانى بيمار مىگردد و با دوايى مادّى معالجه مىشود ، در عين حال به حكم اينكه داراى روح و روان و فكر و انديشه و استعداد تلقينپذيرى است ، روح جسم را تحت تأثير قرار داده ، قوانين خود را بر آن تحميل مىكند ، علّت روانى سبب بيمارى جسمى مىگردد و يا به علّت روانى ، بيمارى جسمانى بهبود مىيابد ، كلّ جهان نيز همين طور است ؛ يك سلسله عاملها و عملها و عكس العملها در جهان هست كه حاكم بر قوانين سخت و جامد مادّى است و آن قوانين مولود روح جهان و قواى مدبّرهء آن است .